طنز نوین

طنز نوشته ها ، دل نوشته ها ، سیخونک ها و پس گردنی های ...

قاطر و داییش
ساعت ٩:٠٢ ‎ب.ظ روز شنبه ٢٢ بهمن ۱۳٩٠  کلمات کلیدی: قاطر و داییش ، شاعر بی ادعا

   ( قاطر و داییش )

اسب ، دایی جان استر می شود

شوهر این مادیان ، خر می شود (به قاطر گفتند پدرت کیه گفت داییم اسبه )

هر که بیش از ساعتی ور می زند

بچه اش لال و مفو ،کر می شود

ای مجردهای حیز و چشم چران

خانمت در حجله ات نر می شود!

در شب دامادیت هی جر بکش

توله ات چاقوکش و شر می شود

حرفهای شاعر بی ادعا

درٌ و مروارید و گوهر می شود

قدرت این میکروفن ها را ببین

لال و کر هم روی منبر می شود

گر بریزند آب روی بسترت

خشتک و پشت و پَسَت تر می شود

کارمند در زیر بار زندگی

روبه  شل یا که انتر می شود

بینی و چشم و دهان و مو و گوش

روی هم کله و یا سر می شود

در حساب و دفتر کَل ممتقی

بعد چل نُه .این عدد مَر (پنجاه )می شود