طنز نوین

طنز نوشته ها ، دل نوشته ها ، سیخونک ها و پس گردنی های ...

قلعه ی صمصام شلمزار ( طنز خاکستری )
ساعت ٦:۳۱ ‎ب.ظ روز شنبه ٢٠ آبان ۱۳٩۱  کلمات کلیدی: قلعه صمصام ( طنز خاکستری ) ، مشروطه و قلعه صمصام ، پدر مشروطه ایران ، مشروطه و فک و فامیلش

         مقاله ی علمی - تحقیقی درباره ی قلعه ی صمصام شلمزار

این مقاله کنکاشی است علمی و عرق در بیار در مورد قلعه ی صمصام . این قلعه در شهر شلمزار از توابع چهارمحال قرار دارد .اولین بنا و ساختمان اصلی آن را نجف قلی خان صمصام سلطنه به پا کرد و توسط پسرش ، مرتضی قلی خان صمصام گسترش یافت .این قلعه، دهه ها است که مورد بی توجهی و حتی ستم متولیان امر قرار گرفته و دستی دستی ، آن را به طرف ویرانی و فراموشی سوق داده اند ، در صورتی که این قلعه ، خشت خشتش و ستون ستونش به گردن ایران و ایرانیان حق دارد . چرا که نطفه ی مشروطه و آزادی ، در رحم این قلعه بسته شد و حتی به جرات می توانم بگویم که این طفل در همین قلعه به دنیا آمد ، در شلمزار بالید و پا گرفت و وقتی که توانست روی پاهای خود بایستد به تهران مهاجرت کرد .پدر مشروع مشروطه و آزادی ، نجفقلی خان صمصام السلطنه  و مادر آن، شلمزار می باشد .  عموی او ،ضرغام السلطنه و دایی با سیاستش ، سردار اسعد می باشند .دیگر کسان و ناکسان که بازی های سیاسی ، عِرق خونی ،قومی ، شهری ، استانی ، چارچولک بازی و زبان ریزی ، به ناحق ، بزرگشان کرده و نام خود را بر روی این مولود پاک و مقدس انداخته اند و بر روی آن چمبره زده اند ؛ پسرخاله ها و عمه های تنی و ناتنی مشروطه هستند و چه بسا حرامزادگانی که خواسته اند با چیز دیگران داماد شوند و با آرق شکم گنده ها و کروات قرضی عصا قورت داده ها ویراژی بروند !!!

هر کسی باید خودش کلاهش را قاضی کند ؛ اگر صمصام السلطنه ،دیگر خوانین را به شلمزار دعوت نکرده بود و با آن ها اتحاد نبسته بود و سربازان خود را با پول خود به فرماندهی ضرغام به تسخیر اصفهان نفرستاده بود و در تسخیر تهران ، جلو زور گویی های سفیران روس و انگلیس نایستاده بود و از تطمیع محمد علی شاه ، چشم پوشی نکرده بود ، و با صدها لشکراستبداد از چهار گوشه ی ایران مبارزه نکرده بود و آن همه خون به پای مشروطه نریخته بود ، چه کسی می دانست مشروطه چیست !؟ خوردنی است یا پوشیدنی !؟

البته باید اذعان و اعتراف کرد که صمصام السلطنه ،  لیدرهایی داشتند . این لیدرها اکنون همه کاره ی فوتبال ایران هستند یعنی فوتبالیست های ملی و باشگاهی را ، آن ها انتخاب می کنند . می خرند و می فروشند . وزیر ورزش ، مدیر عامل و سرمربی هم منتر دستشان هستند . یعنی آن ها ، انتری که لوطی اش  مّرد ، یکی از داستان های جذاب صادق چوبک می باشد که مورد بی اعتنایی حکومت قرار گرفته ، ولی در خارج که یکی از مقاطع تحصیلی حوزه می باشد ، وقتی آن را پاس کردند، می توانند به خارج و شمال خودمان بروند و ملحدان را ارشاد شلمزار هم از آن اداره هایی است که معلوم نیست سگ در کجایش توله می گذارد. شتر که هیچ تریلی هم با بارش در آن گم و خورده می شود . اگر من کاره ای بودم فتوا دادند که من الیوم ، استعمال توتون و تنباکو  مبارزه با امام زمان است و قلیون های شاه عباس ،خیلی خوش گذران بود و اهل سفر . چون بزرگان می گفتند که سفر انسان را می سازد . یک بار هم به شلمزار آمد و در وسط دریاچه ی شلمزار، تخت شاه عباس هنوز معروف است . دریاچه ی شلمزار، جای با صفا و توریستی است ، به همین خاطر، روزهای جمعه از بس شلوغ می شود سگ صاحبش را نمی شناسد و پر می شود از دختران اصفهانی و شهری و آنچنانی . من و رفقا هم برای دختر بازی وچشم چرانی ، تیری است زهرالود از جانب شیطان . این شیطان هم قبل از اینکه ورشکست شود و به خاک سیاه بنشیند در بهشت برای خودش ، دم و دستگاه و کیا بیایی داشته و زاغ فرشته ها را می زده تا اینکه خداوند هم دنبال بهانه ای گشت تا سجده اگر یادتان رفت ، نمازتان باطل می شود،  چه سهوا و چه عمدا ، از عقب به ماشین جلو بزنید در دو حالت مقصرید . در کتاب آیین نامه ی راهنمایی و رانندگی آمده است که ؛ فاصله ی شما تا ماشین جلو باید به اندازه ای باشد که وقتی به سجده می روید یک وجب با شصت پای نفر جلو، فاصله داشته باشید . این فاصله بین زن و شوهر، باعث می شود که هی عشقشان نسبت به هم کم شود و تنور گرمشان نان نپزد تا جایی که شوهر با زن رفیق فابریکش رو هم می ریزد و زنش هم برعکس . وقتی کانون گرم خانه متلاشی شد بیشترین آسیب به کودکان می رسد .آن ها دچار سرخوردگی و انزوا می شوند و هی در خودشان می ریزند تا این چیز کوچک ، یواش یواش ،  بزرگ شود و عاقبت از جایی بزند بیرون و مانند تاول ، اگر کف دستتان پکید و خیلی سوز می دهد ، یک سیب زمینی را به دو قسمت کنید و آن را در نمک ، پیاز و آب لیمو برای یک ساعت بخوابانید .

 بعد زغالی را که قبلا روشن کرده اید ، از بینشان ، یک سینه کفتری انتخاب کنید چون روی بافور، جولان خوبی دارد و بست تریاک را چنان در آغوش گرفته بودم که پدرش سر رسید ولی من متوجه نشدم، چند لیچار و فحش چارواداری نثارم کرد ،کار می خواست به جاهای باریک بکشد ، من هم در اوج پر رویی ، فریاد زدم عقدش می کنم . فردا می رویم آزمایشگاه هوایی ناسا و با شاتل فضایی ،  بین کرات و کهکشان های دیگر سیر و سیاحت می کنند  ، تنها چیزی که از این لذت جلوگیری می کند  ؛ دود ماشین ها ، کارخانجات و سوراخ شدن اتمسفر می باشد . چون دودش هنوز بعد از هفت سال  چشمانمان را می سوزاند چرا که در دوره ی هفتم و هشتم انتخابات رییس جمهوری ، چشمانمان را خوب باز نکردیم و با عقل و درایت جلو نرفتیم. شعارمان بعد از مرگ بر آمریکا و اسراییل این بود که ؛ رفسنجانی نشود هر که می خواهد بشود ، از زن دایی گلابتون گرفته تا کولی غربال بند و شدیم مصداق : هلنگ هلنگ ، از دست گرگ رستیم ، افتادیم تو دهن پلنگ . یا از چاله درامدیم و افتادیم تو چاه مکن بهر کسی ، اول خودت دوم کسی  ؛ در این زمانه خیلی نمونه ی عملی دارد . مثلا فردی که می خواهد استخدام شود ، در تحقیقات محلی ، پیش شما و پدرت می آیند و شما هم نامردی نمی کنید و نانش را آجر می کنید  ، البته باید خوشحال باشید و اصلا موقع خواب دچار عذاب وجدان نشوید چون گناه که نکرده اید هیچ ، اندازه ی شن های سواحل جهان هم  ، صواب کرده اید . چرا ؟ حکایت دو دوتا چهارتا است . نانش را آجر کرده اید .قیمت آجر فله ای ، دانه ای سیصد تومن است و لفتون و نما ، چهارصد تومان و بیشتر . حالا یک قرص نان چند تومنه ؟ صد و پنجاه تومن . پس شما که در تحقیقات برای دیگری می زنید دانسته یا ندانسته در حقش خوبی و بزرگی می کنید .  بنا بر این اصل سود دهی ، دولت خدمتگزار و هسته ی گزینش ، چند نفری را در هر محله و شهر،  نگه داشته اند تا نان استخدامی ها را آجر کنند . بعد این آجرها را در اختیار طرف قرار می دهند تا با آن خانه بسازد و صاحب خانه و زندگی شود و برای خودش کسی بشود و اضافه اش را نیزمی فروشد و اسباب و اثاثیه ی خانه را مهیا می کند و طرف هم که دیگر از تبدیل شدن نان به آجر ، کبکش ،  خروس می خواند و شلوارش دوتا یا شاید هم سه تا شده و حوصله اش سر جا و شکمش پر می باشد شروع می کند به ازدیاد نسل و هی وق و وق ، بچه پشت بچه . چرا که کم شدن بچه و جمعیت ، برای دولت معزلی شده و با این آجرها ، دولت با سیاست ،  با یک تیر چند هدف می زند و مستقیما مردمی که نانشان آجر شده را در سال  همت مضاعف و تولید ملی و وطنی ،  شریک می کند .

 در پایان مقاله ، امیدوارم که با ویژگی های تاریخی - هنری قلعه ی صمصام ، آشنا شده باشید و از این اثر باستانی و تک به خوبی نگهداری کنید .    

          هشتم آبان ماه91 -زنگ سوم -کلاس سوم نقشه کشی - هنرستان شلمزار