بی ادبی که ادب شد

تو محله ی ما یک مردی بود به اسم ...که هم خیلی شوخ بود و هم بی تربیت.این آدم یک عادت گندی داشت . به این صورت که صبح تا از خواب بیدار میشد تو رختخواب .مقداری کش و قوس در میاورد و بعد از دو طرف دستاشا باز میکرد به طرف بالا میکشیدو همین طور که داشت نفسشا بیرون میداد.با ناز  عیالشا صدا میزد .تا عیال بیچاره جواب میداد که : چیه ؟اینم محکم و کوبنده یک باد معده ی پرسرو صدا و کشدار میزد و قه قه میخندید .تا اینکه طبق عادت . یک روز صبح زود زمستانی برفی  همه جا یخ زده  . از خواب بیدار شد و نشست تو جل وجا و عیالشا صدازد و فیگور گوزیدن گرفت و فشار به شکم آوردن همان و به خود ریدن همان.از اون طرف .عیالش از این کار هر روزش خیلی دلخور بود و دنبال تلافی کردن میگشت . این روز و این واقعه موقعیت خوبی دستش داد . شوهر منفجر شده .بلند شد بره سمت حمام  که یک دفعه زنش مثل پلنگ پرید روش و  مچ پاهاشا گرفت و  گفت بتمرگ سر جات و پاچه هاتا بگیر تا نریزی تو دست و پا و کشیدش تو حیاط  و وسط برفها وسرما . شیلنگا زد سر لوله و آب سردا  گرفت به شوهر درمانده ی ریقو . به قدری پاپا کرد و لفتش داد تا شوهر بدبخت سینه پهلو کرد و جند روزی افتاد تو رختخواب مریضی .با  آن پکیدن و آب یخ و مریضی . این آقا تو توالت هم جرات گوزیدن نداره چه برسه به این که بخواد بره سراغ عادت گندش و بی تربیتیاش

/ 3 نظر / 8 بازدید
پری

خیلی جالب بود[شوخی][دست]

سام آزاد

با سلام ودرود خیلی جالب بود مثل قدیمی هم میگوید ادب از که آموختی گفت از بی ادبان یا باادب باش تابزرگ شوی..یا ادب مرد خرد اوست.. یا ادب مرد به از دولت اوست

مهدی

بی تربیت ،مثلا معلمی ؟این اراجیف چیه مینویسی؟