علت خشکسالی

زمستان که می آید

نمی دانم چه مرگم می شود !؟

در این سرما که عطش معنی ندارد

چنان عطشی برای بوسیدنت به جانم می افتد

که اگر تمام برف و یخ های کوه زره را یکجا ببلعم

دلم سیراب نمی شود .

از فکر لمس تنت چنان گُر می گیرم

چنان هرم نفس هایم زبانه می کشد

که رعد و برق را می سوزاند .

آهای مردم ... فهمیدم که چرا خشکسالی است ؛

هفت هشت سالی است که من عاشق شده ام

... عطش یک بوسه

... گر گرفتگی لمس بدن

... و هرم نفس های من.

یا من را به او برسانید .....

یا هیچ...

در زیر خاک هم دست از سرتان بر نمی دارم

و خشکسالی نابودتان خواهد کرد .

/ 9 نظر / 5 بازدید
باشگاه هواداران پرشین بلاگ

یاهو با عرض سلام و احترام خدمت تمامی اعضای جدید فنز پرشین بلاگ به اطلاع می رساند اولین جلسه رسمی فنز پرشین بلاگ با حضور اعضای جدید فنز پرشین بلاگ با محوریت آشنایی با باشگاه هواداران پرشین بلاگ برگزار می گردد بدین وسیله از شما وبلاگنویس عزیز دعوت می شود تا در این جلسه حضور بهم رسانید زمان : پنج شنبه مورخ 21 دی ماه 1391 ساعت : 14 ظهر مکان : دفتر پرشین بلاگ آدرس : پاسداران ، خیابان اختیاریه جنوبی ، نرسیده به میدان اختیاریه ، خیابان شهید محسنیان ، بن بست موسوی دوم ، پلاک 6 نکته : در صورتی که این کامنت را دریافت نموده اید جواب آن را به صورت کامنت در وبلاگ فنز برای ما ارسال نمایید . در کامنت ارسالی حضور و یا عدم حضور قطعی خود را به اطلاع برسانید . با تشکر نگار نیک نفس مدیر فنز پرشین بلاگ www.fans.persianblog.ir

نپرس

وبلاگ خوبی دارید هم می توانید شاعر خوبی باشید و هم رمان نویس خوبی اما سیاست مدار خوبی نمی شوید داستان شاه خانم را خیلی خوب نوشتید

پری

سلام اقا معلم جان دلم کباب شد بخدا ولی نمیدونم چرا شعرتونو خوندنی ادم هم اروم میشه هم یه لبخند گوشه ی لبش میشینه.... من که از شاعری و ادبیات و اینجور چیزا سردر نمیارم تا نظریم بدم و شمارو خوشحال کنم و دومیش باشم[ناراحت] خدا رحمتشون کنه که هی نمیذارن شما مطلبتونو تموم کنین.... اخه الانم تو این سرما وقته فوت مردن بود؟؟؟؟؟؟

محسن نیرومند

نمیدونم مردم چه هیزم تری به شما فروختن که حتی بعد مرگ هم نمیخوای دست از سر کچلشون برداری همش تهدید نمیدونم تحدید اصلا فکرم کار نمیکنه نمیدونم کدومش درسته منم مثل 99 درصد معلمهای ادبیات املام ضعیف هست [شوخی]

جواد توللی

هفت هشت سالی ست که من عاشق شده ام! [ناراحت]

سام آزاد

باسلام ودوصدبدرودمعنای این زمستان وخشکسالی درشعرزمستان مهدی اخوان ثالث بایددید:سلامت رانمیخواهندپاسخ گفت هوا بس ناجوانمردانه سرداست دلت گرم وسرت خوش باد .. نفسهاابر دلها خسته وغمگین درختان اسکلتهای بلور آجین زمین دلمرده سقف آسمان کوتاه زمستان است ..بیا ره توشه برداریم قدم درراه بی برگشت بگذاریم ببینیم آسمان هرکجا آیا همین رنگ است؟ نفس کزگرمگاه سینه ات آید برون ابری شودسنگین نشیندپیش چشمانت نفس کین است دیگر چه داری چشم زچشم دوستان دور یانزدیک...

shabestanekhiyal

سلام وافسوس که رنگ زرد حروف اجازه نداد تا شعرتان را بخوانم .[لبخند]

سام آزاد

سلام ودرود براستاد حکمی عزیزبعضی وقتها نظراتمو میذارم ولی نمیرسه نمیدونم چرا یادم به این شعرافتاد: چه خوش است حال مرغی که قفس ندیده باشد،چه نکوتر آنکه مرغی زقفس پریده باشد، پرو بال ما شکستندودرقفس گشودند، چه رها چه بند مرغی که پرش بریده باشند..با آرزوی سلامتی و موفقیتتان